تبلیغات
تاریخچه ی اسلام - بیعت گروهى از اهل مدینه با پیغمبر (ص)
حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
دانلود رایگان

تاریخچه ی اسلام

درباره



مدیر وبلاگ:
ارسلان خلیلی

» صفحه نخست
» ایمیل مدیر
» ارتباط با ما
» آرشیو مطالب
» لینك آر اس اس
» طراح قالب

آرشیو مطالب

» شهریور 1389
» مرداد 1389
» تیر 1389
» خرداد 1389
» لیست کامل آرشیو ماهانه

موضوعات

» اس ام اس عید سعید فطر

» تاریخچه‌ شیعه

» روز قدس، روز عزت اسلام و مسلمین است

» شهات

» پیام تسلیت

» تسلیت شهادت امام علی (ع) و شب قدر

» تسلیت شهادت امام علی (ع) و شب قدر

» امام رضا

» مناجات

» مبارك باد آمد ماه روزه

» دعاى پیامبر(ص) هنگام رویت هلال رمضان

» ماه شعبان

» ویژه نامه ولایت فقیه

» .خلافت امیرالمومنین علی (ع)

» خورشید نیمه شعبان

» مرا هزار امید است .......

» آشنایى با امام رضا

» على و پرچمداران

» میلاد حضرت ابولفضل العباس علیه الاسلام و روز جانباز

» سخاوت و ایثار على علیه السلام

» على كیست؟

» ولادت امام حسین(ع)

» نگاهى به احادیث بعثت

» نیاكان پیغمبر(ص)

» تاریخ شروع خدمات ایرانیان به اسلام

» عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد

» على (ع) نخستین كسى كه به پیغمبر ایمان آورد

لینک دوستان

» حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
» مکعّب عجایب
» قهرمانان دیروز،امروز
» واحد مرکزی خبر ورزشی
» آرشیو پیوندها

پیوند های روزانه

» خنده سلام
» شیطان پرستی
» لیست کامل پیوندهای روزانه
» ارسال لینک

مطالب پیشین

» www.namayeshgah1389.mihanblog.com
» اس ام اس عید فطر
» تاریخچه‌ شیعه
» روز قدس، روز عزت اسلام و مسلمین است
» شهادت
» پیام تسلیت
» تسلیت شهادت امام علی (ع) و شب قدر
» تسلیت شهادت امام علی (ع) و شب قدر
» ویژه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
» امام رضا
» مناجات
» مبارك باد آمد ماه روزه
» دعاى پیامبر(ص) هنگام رویت هلال رمضان
» ماه شعبان
» ویژه نامه ولایت فقیه

اَبر برچسبها

اسلام آوردن ابوذر غفارى قرآن معجزه بزرگ پیغمبر (ص) فرزندان پیغمبر (ص) هجرت پیغمبر (ص) به مدینه معراج از دیدگاه علمى پیغمبر دعوت خود را آشكار مى‏سازد معراج پیغمبر (ص) شركت پیغمبر در پیمان جوانمردان قریش ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) مناجات

آمار وبلاگ

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

نویسندگان :
. تاریخچه اسلام ارسلان خلیلی

بیعت گروهى از اهل مدینه با پیغمبر (ص)

مرتبط با :

بیعت گروهى از اهل مدینه با پیغمبر

به طورى كه قبلا خاطر نشان ساختیم پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) هر سال در موسم حج كه قبائل به زبارت كعبه مى‏آمدند و در مكه و عرفات و منا اجتماع مى‏كردند به سراغ آنها مى‏رفت و دعوت خود را در میان آنان آشكار مى‏ساخت، و از آنها مى‏خواست كه به دین حق و راه راست و پرستش خداى یگانه گرویده و از پرستیدن بت‏ها پیروى از اوهام و خرافات جاهلى دست بردارند.

در سال یازدهم بعثت‏شش یا هفت نفراز اهل مدینه خزرج در «عقبه اولى‏» واقع در «منا» هنگامى كه حضرت با قبائل عرب سخن مى‏گفت پیغمبر را ملاقات كردند. پیغمبر، اسلام را بر آنها عرضه داشت. آنها از یهود مدینه شنیده بودند كه پیغمبرى مبعوث شده است. به همین جهت هنگامى كه پیغمبر را دیدند گفتن به خداى این همان پیغمبر است.

افراد قبیله خزرج دعوت پیغمبر را پذیرفتند و مسلمان شدند. سپس گفتند: یا رسول الله! پیوسته میان ما آتش جنگ شعله‏ور است. امیدواریم كه خدا به واسطه شما اختلاف ما را برطرف سازد، و ما رابا هم پیوند دهد.

ما به مدینه برمى‏گردیم و اهل مدینه را دعوت به اسلام مى‏كنیم و آنچه از این دین از زبان شما شنیدیم به آنها نیز مى‏گوئیم، اگر همگى پذیرفتند دیگر مردى بزرگوارتر از شما نخواهد بود. سپس در حالى كه همگى اسلام آوره بودند به مدینه بازگشتند: این عده اسعد بن زراره، عوف بن حارث بن رفاعه از تیره بنى نجار از قبیله خزرج، رافع بن مالك ابن عجلان، عامر بن عبد حارثه از بنى زریق، قطبة بن عامر بن حدیده از بنى سلمه (به كسر لام) و عقبة بن عامر بن غنم، و جابر بن عبدالله بن ریاب از بنى عبیده بودند.

این عده هنگامیك ه وارد میدنه شدند از ملاقات خود با پیغمبر سخن گفتند و قبیله خود را دعوت به اسلام نمودند. تا جائى كه نام پیغمبر دین اسلام در میان آنها شیوع یافت. به طورى كه خانه‏اى در مدینه نماند كه از پیغمبر سخن به میان نیاید.

سال بعد دوازده تن در موسم حج به ملاقات پیغمبر شتافتند و در عقبه اولى در همان جاى سال گذشته مسلمان شدند و با پیغمبر به شرحى كه خواهیم گفت بیعت نمودند. این عده عبارت بودند از اسعد بن زراره، ذكوان بن عبد قیس (پیشتر مسلمان شدن این دو تن از سران قبیله خزرج را یادآور شدیم. امكان دارد كه این دو نفر چند بار پیغمبر را ملاقات كرده باشند. این احتمال هم هست كه عامل اسلام آوردن این دو دسته طى دو سال همین دو نفر بوده‏اند. چنانكه مى‏بینیم بعضى از این دوازده تن نیز هفت نفر سال گذشته مى‏باشند.) عوف و برادرش معاذ بن حارث، رافع بن مالك بن عجلان، عبادة بن صامت، یزید بن ثعلبه، عباس بن عباده، عقبة بن عامر، قطبة ببن عامر بن حدیده، این قبیله خزرج بودند.

از قبیله اوس هم ابوالهیثم بن تیهان و عویم بن ساعده آمده بودند.

این عده با پیغمبر بیعت كردند كه: به خدا شرك نورزند، دزدى نكنند، مرتكب زنا نشوند، فرزندان خود را نكشند، و به یكدیگر بهتان و افترا نزنند، و در كارهاى نیك نافرمانى خدا نكنند.

پیغمبر فرمود: اگر بر اساس این بیعت عمل كردید پاداش شما بهشت است، و چنانچه آن را نادیده انگاشتید كار شما بسته به اراده خدا است، اگر خواست‏شما را كیفر دهد و گرنه مى‏بخشد.

تواریخ اسلامى این بیعت را «بیعة النساء» نامیده است، زیرا پیغمبر در فتح مكه نیز از زنان بر اساس همین امور بیعت گرفت.

مصعب بن عمیر را كه جوانى 19 ساله بود و قبلا از او در چند مورد یاد كردیم و از جمله باید بگوئیم كه در محاصره شعب ابوطالب هم بنى هاشم شركت داشت، به عنوان نماینده خود و مبلغ اسلام همراه آنها اعزام داشت، و دستور داد كه قرآن بر اهل مدینه قرائت كند، و تعالیم اسلام را به آنها یاد دهد، و احكام دینى را آنها بیاموزد.

مصعب را در مدینه «مقرى‏» یعنى خواننده قرآن مى‏نامیدند. مصعب در مدینه وارد خانه اسعد بن زراره از مردان شریف قبیله خزرج شد، و در آنجا اولین نماز جماعت را بر پا داشت، و مردم نیز به وى اقتدا كردند. زیرا افراد قبیله اوس و خزرج حاضر نبودند با یكدیگر اقتدا كنند.( سیره ابن هشام - جلد 2 ص 292 و كامل ابن اثیر - جلد 2 ص 66)این بیعت را بیعت‏یا پیمان اول عقبه مى‏نامند.

دومین بیعت اهل مدینه با پیغمبر

تبلیغات سازنده و مؤثر مصعب بن عمیر مبلغ جوان و برازنده پیغمبر درمدینه و فعالیت تبلیغى دوازده مسلمان نامبرده در میان مردم مدینه و دو قبیله خود (اوس و خزرج) اعث‏شد كه روز به روز نام رسول خدا بیشتر بر سر زبانها بیفتد و افراد زیادترى شیفته و دلباخته حضرت گردند.

چون موسم حج فرا رسید، و طبق رسوم عرب، مردم خود را آماده رفتن به مكه نمودند، مصعب بن عمیر نیز به مكه بازگشت. تا گزارش كار خود را به پیغمبر بدهد و در مراسم حج هم شركت كند.

حدود پانصد نفر مرد و زن مدینه خود را مهیاى سفر مكه نمودند. هفتاد و پنج تن از مسلمانان هم در میان آنها بودند كه دو نفر آنها زن بود.

چند نفر از این عده پیغمبر را در مكه ملاقات نمودند و از حضرت خواستند تا در یكجا اجتماع كنند و با آن برگزیده خدا بیعت نمایند. حضرت فرمود: وعده ما در اواخر شب جنب عقبه اولى است.

این عده هفتاد و پنج نفرى پنهانى و با كمال احتیاط در دسته‏هاى چند نفرى به طورى كه مشركین متوجه گردهمائى آنها نشوند، آمدند و در 3عقبه اولى‏» منتظر رسیدن پیغمبرشدند. لحظه‏اى بعد پیغمبر با عمویش عباس كه هنوز مسلمان نشده بود، ولى بعد از ابوطالب مى‏خواست برادر زاده‏اش را تنها نگذارد، وارد شدند.

نخست عباس در آن جمع كه با شور و شوق دیدار پیغمبر همه گوش بودند تا بشنوند و مراسم بیعت انجام گیرد آغاز به سخن كرد و گفت: اى جماعت‏خزرج! مى‏دانید كه محمد از ماست و ما او را از گزند قوم خود حفظ كرده‏ایم، و در میان ما با عزت و بزرگواى به سر مى‏برد، ولى با این وصف او مى‏خواهد در میان شما مردم مدینه باشد. اگر مى‏بینید مى‏توانید به خوبى او را پذیرا شوید و از وى حمایت كنید، او در اختیار شماست، و چنانچه مى‏دانید نمى‏توانید درست به عهد و پیمانى كه با وى مى‏بندید عمل كنید، و از او یارى نمائید، از هم اكنون او را رها كنید.

خزرجیان گفتند: اى عباس آنچه را گفتى شنیدیم. یا رسول الله! هر پیمانى مى‏خواهى براى خودت و خدایت از ما بگیر.

پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) آیاتى از قرآن مجید تلاوت نمود، و آنها را دعوت كرد كه به خدا ایمان بیاورند و به دین او «اسلام‏» بیشتر اهمیت بدهند، سپس فرمود: با شما بیعت مى‏كنم و پیمان مى‏بندم كه در وطن خود ازمن مانند كسان خویش دفاع كنید.

براء بن معرور كه بزرگ هیات بود دست پیغمبر را به رسم بیعت به دست گرفت و گفت: آرى، به خدائى كه تو را به حق مبعوث كرده است از وجود مقدست مانند فرزندان خود یارى خواهیم كرد.

در این هنگام ابوالهیثم ابن تیهان رشته سخن را به دست گرفت و گفت: یا رسول الله! ما با قم یهود پیمان‏هائى بسته‏ایم كه با مسلمان‏شدن‏مان ناچاریم آنها را نادیده بگیریم شایسته نیست كه اگر خداوند به شما قدرت داد به سوى قوم خود به مكه بازگردى، و ما را رها كنى.

پیغمبر تبسمى كرد و فرمود: نه، پیمان من پیمان شماست، و احترام من بستگى به احترام شما دارد. شما از من هستید و من هم از شمایم. با هر كس صلح كردید صلح مى‏كنیم و با هر كس سر جنگ داستید، جنگ خواهم كرد.

آنگاه پیغمبر فرمود: از میان خود دوازده تن را انتخاب كنید و به من معرفى نمائید. آنها نیز نه نفر از قبیله خزرج وسه تن از قبیله اوس را به نمایندگى خود برگزیدند و به پیغمبر معرفى كردند. سپس برخاستند و یك یك با پیغمبربیعت نمودند. نخستین كسى كه بیعت كرد اسعد بن زراره بود، و گفته‏اند ابوالهیثم ابن تیهان بود، و هم گفته‏اند براء بن معرور بود. پس از آن بقیه هم پیش رفتند و یك یك بیعت كردند. آمدن این عده به مكه و انجام بیعت دوم در عقبه كه آخرى «بیعت جنگ و پیكار» نام گرفت، در ماه ذى الحجه بود. پیغمبر بقیه ماه ذى الحجه و ماه محرم و صفر را در مكه ماند، و در 12 ربیع الاول به مدینه هجرت كرد.

پس از این بیعت و پیش از آنكه حضرت خود روانه مدینه شود، دشتور داد مسلمانان، مرد و زن و پیر و جوان به مدینه مهاجرت كنند. آنها نیز به مدینه كوچ كردند، و با گردهمائى خود زمینه را براى هجرت پیغمبر فراهم نمودند.

باید دانست كه چون از این تاریخ بزرگان مدینه با پیغمبر بستند كه به یاریش قیام كنند «انصار» یعنى یاوران پیغمبر خوانده شدند. در مقابل آنها «مهاجرین‏»از مردم مكه و سایر نقاط بودند كه قبل و بعد از هجرت پیغمبر به مدینه، به آن شهر مهاجرت نمودند.

در تاریخ اسلام «انصار» به اهل مدینه، و «مهاجرین‏» بیشتر به اهل مكه گفته شده است.

اسامى بیعت كنندگان عقبه

ابن هشام اسامى 75 نفرى را كه آن شب در عقبه اولیبا پیغمبر بیعت كردند در فصلى به نام «اسامى كسانى كه در بیعت عقبه حضور داشتند» با ذكر نسب آنها و انتصاب هر كدام به تیره‏اى از دو قبیله اوس و خزرج، و شركت بعدى آنها در جنگهاى پیغمبر و سرنوشت هر كدام (جز چند نفر) را آورده است.

البته ابن هشام اسامى دوازده نفر نماینده آنها را قبلا در فصلى جداگانه ذكر كرده و بعد به صورت جمعى هم نام برده است.

در این جا ما نخست اسامى 12 نفر نمایندگان آنها را ذكر مى‏كنیم، و سپس بقیه افراد را. به گفته ابن هشام یازده نفر از آنها كه همه مرد بودند ار قبیله اوس و بقیه از جمله دو زن از قبیله خزرج بودند.طرز بیعت كردن هم بدین گونه بود كه مردها دست پیغمبر را مى‏فشردند و مى‏گفتند بر اساس شروطى كه فرمودى بیعت مى‏كنیم.

به گفته ابن هشام آن دو زن هم بیعت كردند، ولى چون پیغمبر به زنان (نامحرم) دست نمى‏داد، وقتى آنها اعتراف كدرند كه ما نیز این شروط را قبول داریم پیغمبر فلمود: با شما هم بیعت كردم.

اسامى هفتاد و پنج نفرى كه در عقبه با پیغمبر بیعت كردند به شرح زیر است.نخست 12 تن نمایندگان آنها را كه در زبان عربى «نقبا» و به صورت مفرد «نقیب‏» یعنى نماینده و سرپرست مى‏گویند مى‏آوریم، سپس بقیه را ذكر مى‏كنیم. باید دانست كه اینان هر كدام در تاریخ اسلام نقش مهمى به عهده داشتند و اغلب از مردان نامور و منشا اثر بودند:

1- اسعد بن زراره - قبل از جنگ بدر در حالى كه مسجد پیغمبر را بنا مى‏كردند در مدینه وفات یافت.

2- سعید بن ربیع - در جنگ بدر حضور داشت، و در نبرد احد به شهادت رسید.

3- عبدالله بن رواحه - در تمام جنگهاى پیغمبر غیر از فتح مكه شركت داشت و در جنگ موته (بعد از رحلت پیغمبر) پس از شهادت جعفر بن ابیطالب و زید بن حارثه سردار لشكر اسلام شد، و مانند آنها به شهادت رسید.

4- رافع بن مالك بن عجلان - ابن هشام از سرنوشت او یادى نمى‏كند، مانند بعضى دیگر.

5- براء بن معرور - پیش از آمدن پیغمبر به مدینه در آن شهر درگذشت.

6- عبدالله بن عمرو بن حرام - در جنگ بدر شركت داشت، و در جنگ احد به شهادت رسید. او پدر جابر بن عبدالله انصارى معروف است.

7- عبادة بن صامت - درتمامى جنگهاى پیغمبر شركت داشت.

8- سعد بن عباده - او بزرگ قبیله خزرج بود، و در جنگهاى پیغمبر حضور داشت.

9- منذر بن عمر بن خنیس - در جنگ بدر و احد شركت داشت و در واقعه بئر معونه كه سرپرست مبلغان اسلام بود، به شهادت رسید. این نه نفر از قبیله خزرج بودند، و سه تن دیگر كه نام مى‏بریم و جزو نقبا و نمایندگان بودند از قبیله اوس مى‏باشند، و اینان:

10- اسید بن حضیر - از سران قبیله اوس بود ولى در جنگ بدر شركت نداشت.

11- سعد بن خیثمه - در جنگ بدر شركت داشت، و به شهادت رسید.

12- ابوالهیثم بن تیهان - در جنگ‏هاى دیگر پیغمبر شركت داشت.

13- ظهیر بن رافع بن عدى.

14- ابو برده هانى بن نیار - وى در جنگ بدر شركت داشت.

15- نهیز بن هیثم.

16- رفاعة بن عبدالمنذر - دربدر شركت داشت و در احد شهید شد.

17- عبدالله بن جبیر - در بدر شركت داشت. او در احد فرمانده تیراندازان بود و بر اثر خیانت‏سربازانش و نیرنگ خالد بن ولید از فرماندهان سپاه مشركین، به شهادت رسید.

18- امیة بن برك.

19- معن بن عدى - در تمامى جنگ‏هاى پیغمبر شركت داشت، و در جنگ با مسیلمه كذاب شهید شد.

20- عویم بن ساعده - در جنگ بدر و احد و خندق شركت داشت.

این یازده نفر از قبیله اوس بودند و بقیه كه از این پس نام مى‏بریم همگى از قبیله خزرج مى‏باشند.

21- خالد بن زید ابوایوب انصارى - در همه جنگ‏هاى پیغمبر حضور داشت، و پى از رحلت پیغمبر درجنگ با رومیان در پشت دیوار قسطیطنیه شهید شد و همان جا مدفون گردید. پیغمبر هنگام ورود به مدینه وارد خانه او شد كه جوانى از طبقه پائین یا متوسط بود، و فرمود: شترمن از جانب خدا مامور بود كه جلو خانه ابوایوب زانو بزند.

22- معاذ بن حارث بن رفاعه - در تمام جنگ‏هاى پیغمبر شركت داشت.

23- عوف بن حارث - برادر او كه در جنگ بدر شهید شد.

24- معوذ بن حارث - برادر دیگر وى. او نز در جنگ بدر به شهادت رسید. او بود كه ابوجهل را به قتل رسانید.

25- رفاعة بن حارث.

26- عمارة بن حزم - در تمام جنگ‏هاى پیغمبر حضور داشت و در یمامه در جنگ با مسیلمه كذاب شهید شد.

27- سهل بن عتیك بن ن7عمان - در جنگ بدر شركت داشت.

28- اوس بن ثابت من منذر - در جنگ بدر شركت داشت.

29- ابو طلحة زید بن سهل - در جنگ بدر شركت داشت.

30- عیس بن ابى صعصعة - در جنگ بدر شركت داشت.

31- عمرو بن غریه.

32- خارجة بن زید - در جنگ بدر شركت داشت و در احد شهید شد.

33- ابو نعمان بن بشیر بن سعد بن ثعلبه - در جنگ بدر شركت داشت.

34- عبدلله بن زید بن ثعلبه - در جنگ بدر شركت داشت.

35- خلاد بن سوید بن ثعلبه - در جنگ بدر و احد و خندق شركت داشت و در جنگ بنى قریظه شهید شد، و پیغمبر فرمود: پاداش دو شهید دارد.

36- عقبة بن عمرو بن ثعلبه - او كوچكترین عضو هیات بود.

37- خالد بن قیسبن مالك - در جنگ بدر شركت داشت.

37- ذكوان بن عبد قیس - او پس از بیعت عقبه از مدینه به مكه رفت و نزد پیغمبر بود، سپس به مدینه آمد. به همین علت به وى مهاجر انصارى مى‏گفتند. در بدر شركت داشت و در احد شهید شد.

39- حارث بن قیس بن خالد - در جنگ بدر شركت داشت.

40- سنان بن صیفى - در بدر شركت داشت و در جنگ خندق شهید شد.

41- طفیل بن نعمان بن خنساء - در بدر شركت داشت و در جنگ خندق شهید شد.

42- معقل بن منذر - در جنگ بدر شركت داشت.

43- مسعود بن یزید بن سبیع.

44- ضحاك بن حارثة بن زید - در جنگ بدر شركت داشت.

45- یزید بن خزام.

46- جبار بن خصر بن امیة بن خنساء - در بدر حضور داشت.

47- طفیل بن مالك بن خنساء - در بدر حضور داشت.

48- كعب بن مالك بن ابى كعب.

49- سلیم بن عمرو بن حدیده - در جنگ بدر شركت داشت.

50- قطبة بن عامر بن حدیده - در جنگ بدر شركت داشت.

51- یزید بن عامر - برادر وى در جنگ بدر شركت داشت.

52- كعب بن عمرو بن عباد - در جنگ بدر شركت داشت.

53- صیفى بن سواد بن عباد.

54- ثعلبة بن غنمة بن عدى - در بدر شركت داشت و در خندق به شهادت رسید.

55- عمرو بن غنمة بن عدى - برادر وى.

56- عبس بن عامر بن عدى - برادرزاده او در جنگ بدر شركت داشت.

57- خالد بن عمرو بن عدى - برادرزاده دیگر وى.

58- عبدالله بن انیس از مردم قبیله قضاعه و هم پیمان بنى عدى.

59- معاذ بن عمرو بن جموح بن زید - در جنگ بدر شركت داشت.

60 ثعلبة بن حارث بن حرام - در بدر شركت داشت و در جنگ طائف شهید شد.

61- عمرو بن ثعلبه - در جنگ بدر شركت داشت.

62- خدیج بن سلامة بن اوس - هم پیمان با قبیله حرام.

63- معاذ بن جبل - در تمام جنگ‏هاى پیغمبر شركت داشت و از طرف پیغمبر براى تبلیغ به یمن رفت و در زمان خلافت عمر در شام وفات یافت.

64- عباى بن عبادة بن نضلة بن مالك - او از مدینه به مكه رفت و با پیغمبربود سپس به مدینه آمد و لذا به وینیز مهاجر انصارى مى‏گفتند. او در جنگ احد به شهادت رسید.

65-یزید بن ثعلبه - هم پیمان آنها.

66- عمر بن حارث بن لبده.

67- ابو ولید رفاعة بن عمرو بن زیاد - در جنگ بدر شركت داشت.

68- عقبة بن وهب بن كلده - در جنگ بدر شركت داشت. او نیز مهاجر انصارى بود.

69- ثابت بن جذع - در جنگ بدر شركت داشت، و در جنگ طائف شهید شد.

70- سلمة بن سلامه - در جنگ بدر شركت داشت.

71- عغام بن مالك بن نجار.

72- زیاد بن لبید - در جنگ بدر حضور داشت.

73- فروة بن عمرو - در جنگ بدر حضور داشت.

74- ام منیع، اسماء - دختر عمرو بن عدى.

75- نسیبه - دختر كعب نب عمرو بن عوف. این زن همان ام عماره بانوى نامدار و دلیر است. نسیبه با خواهر و همسرش زید بن عاصم و فرزندانش حبیب و عبدالله بن زید همراه پیغمبر در جنگ شركت جست.

حبیب پسر او همان است كه مسیلمه كذاب (مسیلمه كذاب در زمان پیغمبر دریمامه ادعاى پیغمبرى كرد و عده‏اى از اعراب جاهل را گمراه ساخت. مسیلمه در جنگ با مسلمانان در زمان خلافت ابوبكر در یمامه كشته شد.) او را گرفت و گفت: آیا عقیده دارى كه محمد رسول خدا است؟ حبیب گفت: آرى. مسیلمه گفت: گواهى مى‏دهى كه من پیغمبر خدا هستم؟ حبیب گفت: من نمى‏شنوم.

مسیلمه اعضاى بدن او را قطع كرد تا در دست او به شهادت رسید. هنگامى كه مسلمانان به یمامه رفتند تا به مسیلمه كذاب جنگ كنند، ام عماره نیز در جنگ شركت جست، تا اینكه مسیلمه به قتل رسید، و ام عماره به مدینه بازگشت، در حالى كه دوازده زخم بر بدن داشت. ((3) سیره ابن هشام - جلد 2 ص 311 تا 320)

 


نوشته شده توسط ارسلان خلیلی در یکشنبه 30 خرداد 1389

نظرات ()




Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by eslam1404
This Themplate By Theme-Designer.Com

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست