تبلیغات
تاریخچه ی اسلام - فرزندان پیغمبر (ص)
حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
دانلود رایگان

تاریخچه ی اسلام

درباره



مدیر وبلاگ:
ارسلان خلیلی

» صفحه نخست
» ایمیل مدیر
» ارتباط با ما
» آرشیو مطالب
» لینك آر اس اس
» طراح قالب

آرشیو مطالب

» شهریور 1389
» مرداد 1389
» تیر 1389
» خرداد 1389
» لیست کامل آرشیو ماهانه

موضوعات

» اس ام اس عید سعید فطر

» تاریخچه‌ شیعه

» روز قدس، روز عزت اسلام و مسلمین است

» شهات

» پیام تسلیت

» تسلیت شهادت امام علی (ع) و شب قدر

» تسلیت شهادت امام علی (ع) و شب قدر

» امام رضا

» مناجات

» مبارك باد آمد ماه روزه

» دعاى پیامبر(ص) هنگام رویت هلال رمضان

» ماه شعبان

» ویژه نامه ولایت فقیه

» .خلافت امیرالمومنین علی (ع)

» خورشید نیمه شعبان

» مرا هزار امید است .......

» آشنایى با امام رضا

» على و پرچمداران

» میلاد حضرت ابولفضل العباس علیه الاسلام و روز جانباز

» سخاوت و ایثار على علیه السلام

» على كیست؟

» ولادت امام حسین(ع)

» نگاهى به احادیث بعثت

» نیاكان پیغمبر(ص)

» تاریخ شروع خدمات ایرانیان به اسلام

» عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد

» على (ع) نخستین كسى كه به پیغمبر ایمان آورد

لینک دوستان

» حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
» مکعّب عجایب
» قهرمانان دیروز،امروز
» واحد مرکزی خبر ورزشی
» آرشیو پیوندها

پیوند های روزانه

» خنده سلام
» شیطان پرستی
» لیست کامل پیوندهای روزانه
» ارسال لینک

مطالب پیشین

» www.namayeshgah1389.mihanblog.com
» اس ام اس عید فطر
» تاریخچه‌ شیعه
» روز قدس، روز عزت اسلام و مسلمین است
» شهادت
» پیام تسلیت
» تسلیت شهادت امام علی (ع) و شب قدر
» تسلیت شهادت امام علی (ع) و شب قدر
» ویژه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
» امام رضا
» مناجات
» مبارك باد آمد ماه روزه
» دعاى پیامبر(ص) هنگام رویت هلال رمضان
» ماه شعبان
» ویژه نامه ولایت فقیه

اَبر برچسبها

اسلام آوردن ابوذر غفارى مناجات قرآن معجزه بزرگ پیغمبر (ص) شركت پیغمبر در پیمان جوانمردان قریش معراج پیغمبر (ص) هجرت پیغمبر (ص) به مدینه ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) فرزندان پیغمبر (ص) معراج از دیدگاه علمى پیغمبر دعوت خود را آشكار مى‏سازد

آمار وبلاگ

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

نویسندگان :
. تاریخچه اسلام ارسلان خلیلی

فرزندان پیغمبر (ص)

مرتبط با : على (ع) نخستین كسى كه به پیغمبر ایمان آورد

نصب حجر الاسود توسط پیغمبر(ص)

در زمانى كه پیغمبر آینده اسلام سى و پنج‏ساله بود، خانه كعبه به وسیله سیل مهیبى كه از كوه‏هاى مجاور مكه سرازیر شده بود، ویران شد. رؤساى قریش اجتماع كردند و دیوار كعبه را بار دیگر بالا آوردند. چون در آن روزها یك كشتى مصرى در نزدیكى مكه به ساحل برخورد كرده و درهم شكسته بود، بزرگان قریش چوبهاى آن را خریدند و كار ساختمان سقف كعبه را به وسیله یك نجار مصرى كه ساكن شهر مكه بود با آن چوبها به انجام رساندند.

نوبت به آن رسید كه «حجرالاسود» را در جاى خود كار گذارند. افراد سرشناس قبیله «عبدالدار» و «عدى‏» در صدد برآمدند كه نگذارند این افتخارنصیب دیگران شود.

بدین گونه میان بؤساى قریش بر سر كار گذاشتن «حجرالاسود» اختلاف افتاد، و موجب تعصیل كار شد. بیم آن مى‏رفت كه بر سر آن موضوع نزاع سختى درگیرد. در آن میان «ابوامیة بن مغیره مخزومى‏» كه پیرى سالخورده و محترم بود، پیشنهاد كرد به منظور رفع غائله همگى توافق كنند نخستین كسى كه از در مسجدالحرام از سمت كوه صفا وارد شود، او را به حكمیت بپذیرند. همه حاضران این راى را پذیرفتند، و چشم به درى كه از سمت صفا باز مى‏شد دوختند. لحظه‏اى نگذشت كه «محمد امین‏» نمودار گردید، و قریش شاد شدند، و گفتند: محمد امین است، به حكمیت او رضا مى‏دهیم!

وقتى موضوع را به حضرت اطلاع دادند، دستور داد، گلیمى آوردند و با دست‏خود «حجر الاسود» را برداشت و به نمایندگى از طرف قبائل عرب و مردم قریش در آن نهاد، سپس دستور داد، سران قبائل اطراف پارچه را بگیرند و ببرند به محل نصب آن نزدیك ركن یمانى. همین كه نزدیك آوردند، «محمد» آنرا گرفت و در جاى خود كار گذاشت و بدین گونه غائله در میان هلهله و شادى عموم خاتمه یافت. در حقیقت محمد امین رؤساى بقیه قبائل را نیز در كار گذاشتن حجرالاسود شركت داد.!

در آن ایام این كار را یكى از دلائل عقل و تدبیر و هوش و فراست محمد امین جوانمرد محبوب قریش به شمار مى‏آورند.

فرزندان پیغمبر(ص)

مشهور این است كه پیغمبر خاتم (صلى الله علیه و آله) از حضرت خدیجه كبرى داراى دو پسر و چهار دختربوده است. پسران نخست قاسم بود كه به نام او پیغمبر را «ابوالقاسم‏» مى‏گفتند. پسر دوم موسوم به عبدالله بوده كه چون بعد از بعثت متولد شد او را طیب و طاهر نامیدند. برخى از مورخان خاصه و عامه، طیب و طاهر را به تربیب لقب قاسم و عبدالله دانسته‏اند، و بعضى هم گفته‏اند هر دو نام پسر سوم پیغمبر بوده، و عده دیگر اسامى پسر سوم و چهارم رسول خدا دانسته‏اند. مى‏دانیم كه پیغمبر در مدینه از «ماریه‏» همسر مصرى خود صاحب پسرى دیگر به نام ابراهیم شد كه در 18 ماهگى درگذشت.

دختران هم زینب، رقیه، ام‏كلثوم، و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بودند. در بعضى از روایات شیعه و سنى زینب ام‏كلثوم و رقیه را از همسران قبلى خدیجه دانسته‏اند، و بنا بر نقلى كه خواهرزادگان خدیجه بوده‏اند.

ابن شهر اشوب ازكتابهاى «الانوار» و «البدع‏» نقل مى‏كند كه رقیه و زینب دختران «هاله‏» خواهر خدیجه بودند.(مناقب آل ابیطالب ج 1 ص 159)

در هر صورت قاسم و سایر دختران منسوب به پیغمبر پیش از بعثت متولد شدند، و فقط فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بنابر مشهور مولود اسلام و یادگار دوران بعد از نبوت پیغمبر است.

پیغمبر با ثروت خدیجه چه كرد؟

درست روشن نیست ثروت خدیجه چقدر بوده است. تصور نمى‏رود كه مال فراوانى داشته است. چنانكه پیشتر گفتیم در آن روزگار مرد و زن قریش در تجارت شركت داشتند و درسرمایه و سود و زیان تجارت مكه در سوریه و فلسطین و مصر و یمن و حبشه و احیانا حیره سهیم بودند.

اگر هم خدیجه مال فراوانى داشته كه از پدر و دو شوى سابق خود به ارث برده، و سود تجارت هم بر آن افزوده بود، باز چندان نبوده كه شهرت یافته، بلكه او هم مانند بسیارى از زنان مكه ثروت نسبى داشته است.

آنچه مسلم است‏خدیجه هر چه داشت به پیغمبر بخشید، و حضرت نیز به اعتراف دوست ودشمن كسى نبود كه مال و ثروت بیندوزد، و چیزى براى روز مبادا نگهدارد.

هر كس به او روى مى‏آورد، دست‏خالى بر نمى‏گشت. از حال مستمندان و افراد تهیدست بى‏خبر نبود. خدیجه خود نیز چنین بود. اینك كه مرد نمونه مكه همسر او شده است، باز خانه وى ملجا نیازمندان و مایه امید دردمندان است. در مواقع قحط و غلا كه به واسطه نیامدن باران، اهل بادیه در سختى به سر مى‏بردند، حلیمه مادر رضاعى پیغمبر به مكه مى‏آمد و به فرزند شیرداده خود سر مى‏زد، و محمد امین او را سخت عزیز مى‏داشت. عبایش را زیر پاى او پهن مى‏كرد و با وى به گفتگو مى‏نشست، و چون آهنگ بازگشت مى‏كرد، به نحو شایسته‏اى به وى مساعدت مى‏نمود.

اگر هم چیزى ازمال خدیجه باقى مانده بود، به طور حتم و چنانكه در پاره‏اى از احادیث آمده، درمدت اقامت اجبارى سه ساله در «شعب ابیطالب‏» به مصرف محاطه شدگان رسید. و اینكه شهرت دارد (و بیشتر از شایعات بیگانگان است) و مى‏گویند: اسلام با مال خدیجه و شمشیر على(علیه السلام) پیشرفت كرد، شایعه و تهمتى بیش نیست.

دین پیغمبر قبل از بعثت

دراعتقاد ما جامعه شیعه و پیروان خاندان نبوت، پیغمبر اسلام از آغاز زندگى و پیش از آن كه رسما پیغمبرى خود را اعلام كند، معصوم و پیغمبر بوده است. خواوند روح القدس را مامور حفاظت او كرده بود، و در مدت چهل سال پیش ازرسالت و بعثت، با شریعت‏خود عمل مى‏كرد. بنابر این پیرو دین و شریعت پیغمبر دیگرى نبوده است.

كتاب خدا (قرآن) و سنت‏خود آن حضرت نیز گواه بر آن است.

دلیل ما از قرآن مجید نخست این آیه شریفه است: «بدین گونه ما روح را براى اینكه وحى ما را به تو برساند به فرمان خود به سوى تو فرستادیم، در آن وقت تو نمى دانستى كتاب آسمانى چیست و ایمان كدام است‏»(و كذلت اوحینا الیك روحا من امرنا ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الایمان (سوره شورى آیه 51)

آنچه ازكتاب و سنت در تفسیر آیه مزبور استفاده مى‏شود این است كه روح، در این آیه «روح القدس‏» است، نه جبرئیل.

خدا روح القدس را مامور حفاظت پیغمبر و ائمه معصومین كرده بود. این آیه گواه ماست: «خداوند مراتبى دارد، و داراى عرش عظیم است، روح را به امر خود بر هر كسى از بندگانش كه بخواهد مى‏فرستد، تا مردم را از روز برخوردها (قیامت) بترساند»(رفیع الدرجات دوالعرش یلقى الروح من امره على من یشاء من عباده لینذر یوم التلاق. (سوره مؤمن آیه 15)

از آیات قرآنى استفاده مى‏شود كه القاى «روح القدس‏» مشترك بین انبیا و رسولان بوده است. یعنى خدا او را مامور حفاظت و مراقبت از همه آنها كده بود. روایات شیعه مى‏گوید: پس از آخرین پیامبر «روح القدس‏» مامور نگهدارى و حفاظت از ائمه اطهار بوده است. در روایاتى كه كلینى در «كافى‏» نقل مى‏كند امام على االنقى (علیه السلام) مى‏گوید: پس از پیغمبر خاتم دیگر روح القدس به آسمان برنگشت و او در میان ماست.

امیر مؤمنان على (علیه السلام) درنهج البلاغه مى‏فرماید: از لحظه‏اى كه پیغمبر را از شیر گرفتند خدا بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را قرین او نمود تا اخلاق برجسته و صفات پسندیده را شب و روز به وى بیاموزد. من پیوسته در كنار پیغمبر بودم، هر روز ازصفات ممتازش دانشى به من مى‏داد، و امر مى‏كرد در هركارى از وى پیروى كنم پیغمبر (پیش از بعثت) مدتیر در هر سال در كوه حرا به سر مى‏برد. در آن حال من او را مى‏دیدم، ولى دیگر جز من او را نمى‏دید.(و لقد قرن الله به صلى الله علیه و آله من لدن ان كان فطیما اعظم ملك من ملائكته یسلك به طریق المكارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره و لقد كنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه یرفع لى فى كل یوم من اخلاقه علما و نامرنى بالاقتداء به. و لقد كان یجاور فى كل سنة بحراء فاراه و لا یراه غیرى (خطبه فاصعه).)

از این سخن على (علیه السلام) كاملا پیداست كه پیغمبر پیش از بعثت هم حالت پیغمبرى داشته است ولى مامور نبوده قوم را باخبر گرداند. این كار به طور رسمى در چهل سالگى حضرت اتفاق افتاد كه شرح آن را خواهیم نگاشت.

درباره عیسى بن مریم هم قرآن مى‏گوید: او در گهواره پیغمبر بود. یحیى نیز در همان زمان كودكى، پیغمبر بوده است. بنابراین پیغمبر خاتم كه از آنها برتر است به طریق اولى باید قبل از بعثتو رسالت ظاهرى داراى مقام نبوت باشد. باید توجه داشت كه «نبى‏» با «رسول‏» فرق دارد.

نبى كسى است كه از جانب خدا اخبار غیبى به وى مى‏رسد، یا به وسیله جبرئیل و یا روح القدس. ولى رسول كسى است كه باید اخبار الهى را به مردم برساند، و رسالت‏خود را ایفا كند. عیسى و یحیى در زمان كودكى نبى و پیغمبر بودند، ولى در آن سن و سال براى تبلیغ و اداى رسالت، ماموریت نداشتند.

پیغمبر خاتم نیز چنین بود. او از آغاز كودكى به وسیله روح القدس با الهامات غیبى آشنائى داشت، و از تعالیم دینى و احكام آسمانى با خبر بود، و خود بر وفق آن عمل مى‏كرد، ولى مامورنبود آن را به آگاهى قوم برساند. این ماموریت در سن چهل سالگى به وى محول شد.

خداوند درباره عیسى مى‏فرماید: ما به عیسى پسر مریم علائم نبوت دادیم، و او را با روح القدس تایید كردیم.(و اتینا عیسى بن مریم البینات و ایدناه بروح القدس - سوره بقره آیه 87 و 252) كه كاملا مى‏رساند، پیش از رسمیت‏یافتن مقام رسالتش با تاییدات الهى و ارتباط با روح القدس، مورد توجه خاص خداوند بوده است.

باید دانست كه روح القدست جبرئیل نیست. زیرا خداوند درباره جبرئیل مى‏فرماید: «قرآن را روح الامین بر قلب تو نازل كرد» (نزل به روح الامین على قلبك سوره شعرا آیه 192) و مى‏فرماید: «جبرئیل قرآن را بر قلب تو به امر خدا نازل كرد»(قل من كان عدوا لجبریل فانه نزله على قلبك باذن الله. سوره بقره آیه 96)

بنابر این كا جبرئیل این بود كه قرآن را بر قلب پیغمبر نازل مى‏كرد، نه این كه خود وى مامور مراقبت از حضرت باشد. این ماموریت را روح القدس به عهده داشت.

محدث بزرگوار كلینى در «كافى‏» از ابوبصیر ار امام صادق (علیه السلام) روایت مى‏كند كه در تفسیر آیه «و كذلك اوحینا الیك روحا من امرنا» فرمود: خداوند فرشته‏اى بزرگتر از جبرئیل و میكائیل خلق نمود، و او با رسول خدا بود. به وى خبر مى‏داد و او را حفظ مى‏كرد، و بعد از آن حضرت، با ائمه است.

براى اطلاع بیشتر از چگونگى وضع پیغمبر قبل از بعثت لازم است. آنچه را شیخ طوسى - سرآمد فقهاى شیعه و دانشمندان عالیقدر اسلامى متوفاى سال 460 هجرى - دركتاب پرارج «عدة الاصول‏» گفته است، در اینجا بیاوریم; شیخ طوسى مى‏نویسد: « پیغمبر نه قبل از نبوت و نه بعد از آن پیرو دین پیغمبران پیش از خود نبوده است. هر عملى را كه او انجام مى‏داده، ازجانب خدا به وى الهام مى‏شده است.قبل از بعثت امور خاصى به آن حضرت وحى مى‏شد.» عموم دانشمندان شیعه در این خصوص اتفاق نظر دارند، و اجماع آنها نیز حجت است.

بیشتر متكلمان عدلیه (یعنى معتزله و شیعه) مانند ابوهاشم و ابوعلى (جبائى) عقیده دارند كه پیغمبر تابع شریعت پیش از خود نبوده است. بلكه آنچه عمل مى‏كرده است به خود وى وحى مى‏شده است.

دلیل ما این است كه پیغمبر اسلام به اعتقاد عموم مسلمین از همه انبیاء افضل بوده است. به همین جهت نیز نمى‏باید فاضل پیرو مفضول باشد.

اگر بگویند از كجا بدانیم كه پیغمبر قبل از بعثت هم از سایر انبیا افضل بوده است؟ مى‏گوئیم كه هیچ كس افضلیت‏حضرت را مربوط به وقت معینى ندانسته است. بلكه گفته است پیغمبر در تمام دوران زندگى از ولادت تا وفات از همه انبیاء افضل و برتر بوده است.

ادله‏اى كه مخالفین دارند از جمله این آیه است: «آن گاه به تو وحى كردیم كه از آیین پاك ابراهیم پیروى كن‏»(ثم اوحینا الیك ان اتبع ملة ابراهیم حنیفا سوره نحل آیه 123) آیه دوم; «پس با هدایت آن پیغمبران، پیروى كن‏»(فبهدایهم اقتده سوره انعام آیه 89)

آیه سوم; «ما تورات را نازل نمودیم كه در آن هدایت و نور است، و پیغمبران حكم به آن مى‏كنند»(انا انزلنا التوریة فیها هدى و نورا یحكم بها النبیون. سوره مائده آیه‏44)به نظر مى‏رسد این سه نظر آها را تایید كند و برساند كه پیغمبر وضیفه‏ه داشته است كه از ادیان سابق پیروى نماید.

ولى باید توضیح داد كه «ملت ابراهیم‏» توحید و عدل بوده نه احكام و قوانین دینى. بنابر این ترجمه آیه آن است: «اى پیغمبر! به تو وحى كردیم كه در یكتا پرستى و عدالت گسترى ازآئین ابراهیم پیروى كن‏». به دلیل آیه; «هركس از ائین ابراهیم سرباز زند، خود را به نادانى زده است‏»(و من یرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه. سوره بقره آیه 130) در این آیه باز لفظ «ملت‏» با كهار رفته است، و مى‏دانیم كه آنچه موجب مى‏شود كسى كه از ملت ابراهیم سرباز زند و متصف به «سفاهت‏» گردد، عقلیات است. در آیه دوم نیز منظور از هدایت انبیاى سابق، استدلال‏هاى عقلى آنها براى اثبات توحید و یگانگى خداست كه پیغمبر خاتم نیز باید از همان راه وارد شود و با همان منظق مردم را به خداى یگانه فراخواند.

راجع به آیه سوم باید گفت هدایت و نورى كه در تورات بوده است، چیزى است كه همه انبیا پیش از موسى و بعد از او بر اساس آن حكم مى‏كردند، و نمى‏توان آن را حمل بر شرعیات كرد.

فتال نیشابورى دانشمند مشهور شیعه در كتاب معروفش «روضة الواعظین‏» مى‏نویسد: «طائفه شیعه اجماع دارند كه پیغمبر پیش از بعثت درخفا پیامبر بود. از اول تكلیف روزه مى‏گرفت، نماز مى‏گزارد، عكس آنچه در میان قوم معمول بود. وقتى به سن چهل سالگى رسید، خداوند به جبرئیل امر نمود بر پیغمبر فرود آید و او را به طور آشكار مامور ایفاى مقام رسالت‏خود سازد».

میرزاى قمى از فقهاى بزرگ شیعه در كتاب‏«قوانین‏» در این باره مى‏نویسد: «حق این است كه پیغمبر قبل از بعثت قمل به احكام شرع مى‏نمود، ولى نه به دین پیغمبران پیش از خود. زیرا ما آن حضرت را از همه انبیا برتر مى‏دانیم. اگر او پیرو دین قبل از خود بود، مى‏باید مفضول بر فاضل مقدم گردد، و آن هم از نظر عقلى درست نیست.

دیگر این كه اگر پیغمبر تابع شرع قبل ازخود بوده است، یا این وظیفه از راه وحى به وى ابلاغ شده بود، و یا به وسیله علماى ادیان. اگر بگوئیم از راه وحى بوده مى‏باید قبل ازبعثت مرسل باشد و این درست نیست، و چنانچه علماى یهود و نصارا در آن نقشى داشته‏اند، قطعا شایع مى‏شد، و یهود و نصارا به ان افتخار مى‏كرد، و موضوع مكتوم نمى‏ماند.

علاوه شیعه و سنى روایت كرده‏اند كه پیغمبر فرمود: «من در زمانى كه آدم در بین آب و گل بود (یعنى وقتى كه او را مى‏سرشتند) پیغمبر بودم‏»(كنت نبیا و آدم الماء و الطین.)

علاوه بر این وقتى عیسى در گهواره پیغمبر باشد، و یحیى در كودكى به مقام نبوت برسد، پغمبر نبودن خاتم انبیا قبل از بعثت با افضلیت آن حضرت منافات دارد.

اینكه پیغمبر قبل از بعثت عمل به دین انبیاء سابق نمى‏نموده است، نیازى به ذكر ندارد. زیرا اگر چنین نباشد، مى‏باید پذیرفت كه آن حضرت كمبود داشته است، كه آن هم درست نیست. در اخبار هست كه آن حضرت پیش از بعثت بعضى از اعمال و حج را معمول مى‏داشته است. بعد از بعثت نیز حق این است كه تابع شریعت پیش از خود نبوده است. موافقت با آنها در بسیارى از اعمال، عین متابعت نیست! آیات «ثم اوحینا الیك ان اتبع‏» و «فبهدیهم‏» و «شرع لكم من الدین ما وصى به نوحا» همه و همه حمل بر اصول عقاید مى‏شود، نه فروع احكام و اعمال عبادى، وگرنه جایز نبود آن احكام نسخ شود. بخصوص با ملاحظه آیه «و من یرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه‏».

همچنین منظور از«هدایت‏» در آیه «فبهدیهم اقتده‏» كلیه امورى است كه همگان بر آن اتفاق دارند، و آن هم اصول عقاید است، چون در غیر این صورت ادیان مختلف بود. از همین جا پاسخ سایر آیاتى كه مخالفین دستاویز قرارداده‏اند، هم آشكار مى‏گردد.

فخر رازى دانشمند مشهور سنى در كتاب «معالم اصول الدین‏» مى‏نویسد: «حق این است كه محمد پیش از نزول وحى پیرو هیچیك از انبیا نبود. زیرا ادیان پیش ازدین عیسى به وسیله دین وى منسوخ شده بود. دین عیسى هم عنوان اصلى خود را به واسطه ناقلین آن كه به خاطر اعتقاد به تثلیث كافر بودند، از دست داده بود. از این رو آنچه به نام دین عیسى مانده بود، اعتبار نداشت و نمى‏شد به آن اطمینان كرد. روى این اصل مسلم است كه محمد پیش از بعثت بر دین هیچ كس نبوده است‏»(حاشیه نقد المحصل (تلخیص المحصل) چاپ مصر ص 111)

به توجه به آنچه مسطور گشت مى‏گوئیم: پیغمبر اسلام قبل از بعثت به آنچه فرشته مامور خود، «روح القدس‏» به وى تلقین مى‏كرد عمل مى‏نموده است، هر چند جزئیات آن اعمال را ندانیم و تاریخ و احادیث اسلامى نقل نكرده باشد.

او دراصول اعتقادى همچون ابارهیم خلیل یكتاپرست بوده است. همه انبیاء بعد از ابراهیمنیز چنین بوده‏اند، و به ورش او مى‏رفتند، و در فروع عملى تابع الهاماتى بوده كه به وسیله روح القدس به وى مى‏رسیده و آن را معمول مى‏داشته است.

پس او قبل از بعثت مانند عیسى و یحیى نبى و پیغمبر بود، اما نه رسول و مامور به تبلیغ! رسالت وى در سن چهل سالگى بر فراز كوه حرا آغاز شد.

بهترین گواه بر این كه پیغمبر قبل از بعثت مانند عیسى و یحیى پیغمبر بوده است، حالات و روحیات اوست كه در تورایخ آمده است. زیرا این حالات و روحیات از كودكى و نوجوانى در محیط مكه و میان مردمى آنچنان،كاملا غیر عادى مى‏نماید، و نظیر آن از هیچیك از اقوام و بستگان خود او حتى عبدالمطلب جدش و عبدالله پدرش و ابوطالب عمویش كه همگى یكتاپرست و موحد بودند، هم دیده نشده و نقل نكرده‏اند(نگاه كنید به گفتار دانشمند محترم آقاى قاضى طباطبائى در كتاب «جنة الماوا».)

وضع عمومى پیغمبر قبل از بعثت

از آنچه تا كنون گفته شد به این نتیجه مى‏رسیم كه پیغمبر اسلام یك فرد به تمام معنا خودساخته بود. او زندگى را از صفر شروع كرد. پیش از ولادت پدر جوانش وفات یافت. نج‏ساله بود مادرش را نیز از دست داد. درنه سالگى سرپرست و غمخوار خود عبدالمطلب جد بزرگوارش بدرود زندگانى گفت، و او به خانه عموى بزرگوارش ابوطالب آمد. در سن دوازده سالگى همراه عمویش ابوطالب به سفر تجارى شام رفت. در همان سن و سال چنان ممحبوبیت‏یافت كه مردم مكه به وى لقب «امین‏» دادند.

محمد امین هرگز با مردم مكه و بزم‏هاى شبانه و عبش و نوشهاى آنها میانه‏اى نداشت. از آنها كناره مى‏گرفت و روى به خارج شهر مى‏نهاد و در افكار عمیقى فرو مى‏رفت. به پاس زحماتى كه عمویش ابوطالب براى او متحمل شده بود، گوسفندان او را به چرا مى‏برد، و در اطراف مكه چوپانى مى‏نمود.

همیشه مشغول به خود بود، و از وضع موجود رنج مى‏برد. رنج مى‏برد كه چرا مردان و زنان مكه آلوده‏اند، و اوقات گرانبهاى خود را به میگسارى و بى‏بند و بارى مى‏گذرانند؟ رنج مى‏برد كه تا كى اكثریت مردم مفلوك عرب باید در منجلاب زندگى مرگ‏آور غوطه‏ور باشند، و تا كى باید در این خواب طولانى به سر برند؟ هرچند او فردى از قریش بود، ولى از راه و رسم بت‏پرستى و مادیگرى آنها سخت در عذاب بود. عذابى كه پیوسته او را مى‏آزرد.

به طور خلاصه آداب و رسوم خرافى كه میان اعراب جاهلى و به خصوص مردم مكه و قریش معمول بود، چنان او را رنج مى‏داد كه سالى چند بار پناه به دامنه كوه حرا مى‏برد، و در آنجا قله كوه به تنهائى مى‏گذرانید، و به عبادت خداوند اشتغال داشت.

 


برچسب ها : فرزندان پیغمبر (ص)-

نوشته شده توسط ارسلان خلیلی در شنبه 29 خرداد 1389

نظرات ()




Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by eslam1404
This Themplate By Theme-Designer.Com

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست